گل من محمد امینگل من محمد امین، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 17 روز سن داره

همه وجودم امین جان

مهمانی خونه ی امین جون

1392/4/6 20:24
نویسنده : مامان فهیمه
391 بازدید
اشتراک گذاری

چون از کار تایپ خسته شده بودم امین جون یه مهمونی توی خونه ی خودش (روی تخت ما) برام ترتیب داد و چقدر به موقع بود. حسابی لذت بردم. قربونت برم پسر با محبت من.0294.gif

پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

این هم هنرنمایی گل پسر ما

«میهمانی های فراوان از ارزش آدمی می کاهد ، مگر دیدار پدر و مادر . »

«هیچ‌چیز به قدر دیدن یک مادر با بچه‌اش روح‌پرور نیست و هیچ‌چیز حس حرمت و

تقدیس ما را هنگام تماشای مادری‌ که بچه‌هایش وی را احاطه کرده‌اند، بیدار نمی‌کند.»

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (12)

مامان سروش
7 تیر 92 12:59
بازم گل کاشتی آقا امین!
هرکسی پدر و مادرشو احترام بذاره و دوست داشته باشه. خدای مهربون هم اونو دوست داره و در همه‌ی کارا موفقش می‌کنه.


راستی خاله جون! کد من: 213
اگه مقدور بود لطفاً رأی گرامی‌تون رو دریغ نفرمایید.


چشم خاله جون مامانم که رأی داد تمام شد ولی با گوشی بابام به آقا سروش رأی میدم.
الهام مامان علیرضا
8 تیر 92 11:38
آفرین به امین جونم

عجب خونه ای!
عجب تزئیناتی کردی خاله جون
واقعا خوشم اومد من بعد این همه سال همچین تزئیناتی بلد نیستم

خسته نباشی فهیمه جون
واقعا خسته میشه آدم از تایپ
راستی من به امین جون رای دادم.
ایشالا برنده شه.



ممنون عزیزم. من هم به گل پسر شما رأی دادم.
الهام مامان علیرضا
9 تیر 92 23:38
کجایی فهیمه جون
نگران شدم
آخه نظرات این پست رو هم تایید نکردی؟
یه خبر از خودت بده مارو از نگرانی دربیار



سلام الهام جون، ممنون که به فکر من هستی. اینترنتمون قطع بود.
الهام مامان علیرضا
10 تیر 92 19:03
آآآآآهااااااا پس اینترنت قطع بوده
خیالم راحت شد




قربانت عزیزم
سروش- کد213
11 تیر 92 15:40
ببخشید پیش مامان بودم میخواستیم کامنت پر از لطف شما رو پاسخ بدیم
به اشتباه حذف شد. ببخشید
به هر حال از شما متشکریم.


خواهش می کنم عزیزم پیش میاد
مامان ترنم
12 تیر 92 11:03
وايييييييي چه ميزبان مهربون و نازنيني. قربونت برم خاله. چقدر تو با محبتي. منم به مهمونيت دعوت مي‌كني؟؟


تشریف بیارید خاله جون قدمتون بر سر و بر چشم
مامان ترنم
12 تیر 92 11:04
چقدر هم با سليقه.


متشکرم
مامان ترنم
12 تیر 92 11:04
راستي بهتون راي دادم . اميدوارم كه برنده بشيد.


ممنون از لطفتون خاله جون
مامان ایمان جون
12 تیر 92 20:58
امین عزیزم دستت درد نکنه , خسته نباشی,عجب مهمونی بود.
مامانی خوش به حالت واقعا خستگی از تن آدم در میره
چه عکس جالبی ,فهیمه جون چند وقته به این بچه غذا ندادی(محض مزاح)
راستی به امین جونی رای دادیم.


ممنون از لطفتون خاله جون، این عکس از اولین روزی هست که شروع کردم به غذا دادن امین جون اون هم با حرص و ولع میخورد.
الهام مامان علیرضا
12 تیر 92 22:04
بوس برای امین جون



ممنون خاله جون ببخشید من نمی دونم چطوری باید از شکلک ها استفاده کنم. ما هم روی ماه آقا علیرضای گل رو می بوسیم.
مامان فاطمه (مامان آیرا)
31 تیر 92 19:42
سلام امین جان. عزیزدلم آفرین که همیشه به فکر مامانت هستی.


مامان فهیمه ممنون از پیامتون واسه آیرا.خیلی از آشنایی با شما خوشحال شدم
ماشااله چه پسر خلٍّاقی دارید خدا حفظش کنه..
راستی این بوس هم واسه طناز خانوم خشگلم


سلام. متشکرم خواهش می کنم من هم از آشناییتون خوشحالم
ممنون خاله جون
مامان فاطمه(مامان آیرا )
31 تیر 92 19:48
سلام امین جان. عزیزم آفرین خاله جون که همیشه به فکر مامانت هستی...

مامان فهیمه سلام خیلی از آشنایی با شما خوشحال شدم.
راستی این بوس هم از طرف آیرا خانم واسه طناز جون