گل من محمد امینگل من محمد امین، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 18 روز سن داره

همه وجودم امین جان

امین و طناز

هفته گذشته با طناز خانم رفتیم پارک خلد برین   پاساژ pc center امین و طناز در حال نگاه کردن ماهی ها بعد از نگاه کردن ماهی ها طناز خانم هی می گفت دست دست و دست من و امین رو می گرفت و از پله ها می برد بالا میاورد پایین حسابی سرگرممون کرده بود. این هم مجتمع زیتون مثلاً من با خواهرم رفته بودم خرید ولی مگه امین و طناز اجازه دادن ما چیزی بخریم همش امین گفت بریم بالا بازی، مامان چقدر خرید می کنی؟ مامان کی خریدتون تمام میشه     بعد از بازی رفتیم شام خوردیم. ابراز علاقه ی طناز خانم به امین جون و در آخر سر هم یه دندان جانانه زیر چشم های امین گلی سبز شد. که باعث شد امین تصمیم بگیره که...
28 خرداد 1392

سرگرمی وبلاگی

1- بزرگترین ترس از زندگی: بزرگ ترین ترس من از زندگی اینه که دنیای من کوچیک بمونه.   2- اگه 24 ساعت نامرئی می شدی چیکار می کردی؟ 12 ساعت به مصر می رفتم و اهرام مصر رو از نزدیک می دیدم و 12 ساعت هم به کره ماه سفر می کردم.   3- اگه غول چراغ جادو توانایی برآورده کردن یه آرزو بین 5 الی 12 حرف رو داشته باشه، اون آرزو چیه؟ آرامش خیال ابدی   4- از بین سگ، پلنگ، اسب، عقاب، و گربه کدوم و دوست داری؟ اسب   5- کارتون مورد علاقۀ دوران کودکیت؟ حنا دختری در مزرعه - زی زی گولو- پینوکیو   6- در پختن چه غذایی تبحر نداری؟ شیرینی - دلمه    7- اولین واکنش ...
20 خرداد 1392

گالری نقاشی امین

توجه    توجه گالری نقاشی، نقاش مشهور و نامی ایران امین جوانمردی افتتاح شد. بازدید برای عموم آزاد است. بازدید کنندگان محترم همه روزه می توانند به صورت شبانه روزی (به علت علاقه زیاد بازدید کنندگان مجبور شدیم ساعات بازدید را شبانه روزی اعلام کنیم) به دیدن این آثار هنری ارزشمند آمده و از دیدن آنها لذت ببرند. همانطور که مشاهده می کنید آقای نقاش هم در آنجا حضور دارند و به سؤالات بازدیدکنندگان محترم پاسخ خواهند داد.  در ساعات اولیه افتتاح گالری ما شاهد ازدحام جمعیت برای بازدید از نقاشی ها بودیم.   نقاشی زیبا از باب اسفنجی به همراه گری و خانه ی آناناسی اش نقاشی دیگری از باب ...
18 خرداد 1392

کارنامه

امروز با گل پسر رفتیم مدرسه کارنامه گرفتیم. باز هم امین جون ممتاز شده. اینجا هم امین جون داره از آقای نطاق (ناظم مدرسه) کارنامه و لوح الفبا رو میگیره.     صفحه ی اول لوح عکس از همشاگردی ها و معلم امین جون که آقای کشاورز زحمت کشیدن ازشون گرفتن صفحه ی دوم لوح الفبا صفحه ی سوم و چهار علم و دانش كلیدی است كه تمام درها به آن باز می شود  «پسرم تا بی نهایت دوستت دارم»  ...
13 خرداد 1392

مهمان

روز یکشنبه برای ناهار، من و امین جون مهمان خاله مرضیه بودیم. امین و طناز هم حسابی با هم بازی کردند. ولی بعد از ناهار طناز امین رو نیشگون می گرفت. امین هم سر من غر می زد که مامان اصلاً بلند شو بریم خونمون   این هم عکس اهداء موگیر از طرف امین جون به طناز خانم دقت کنید با چه ظرافتی عمل  می کنه این گل پسر قربونون اون خنده هاتون بعد از اینکه می خواستیم بر گردیم امین از بیتا خانم (دخترخاله)‌ دعوت کرد که بیاد خونه ی ما،‌چند روز بمونه. بیتا خانم هم بار و بنه رو بست و با ما راهی شد. اینجا بیتا و امین دارن برای من کیک تولد درست می کنن.  بیت...
8 خرداد 1392

هدیه روز پدر

این هم نقاشی امین جون برای بابا هادی، وقتی نقاشی رو کشید آورد به من نشون داد و گفت: مامان من فکر نکنی که برای بابا قشنگ تر کشیدم ، خانم ها چون لطیف هستن، ظریف هستن، باید نقاشیشون هم ظریف باشه ولی آقایون باید نقاشیشون خشن باشه به خاطر همین آتش کشیدم. تازه من چون فیلم باربی نگاه نمی کنم بلد نیستم نقاشی برای خانم ها بکشم ولی چون فیلم بِن تِن نگاه می کنم برای آقایون خوب می تونم نقاشی بکشم.  (قربونت برم پسر با احساس من) این هم هدیه من به این بزرگ مرد کوچک که خودش رو بردم این ها رو انتخاب کرد. بابا هادی هم از امین جون پرسید که چی می خواد براش بخره. اون هم گفت که برام جوجه پنبه ای بخر بیچاره جوجه ها فکر کنم تا فر...
3 خرداد 1392

روزت مبارک پسرم

پدریعنی تپش درقلب خانه،  پدر یعنی تسلط بر زمانه،  پدر احساس خوبه تکیه بر کوه،  پدر یعنی تسلا وقت اندوه،  پدر یعنی غرور ومستی من، پدر یعنی تمام هستی من، پدرم، همسرم، فرزندم، روزتان مبارک.   ...
2 خرداد 1392

مامان من حوصلم سر رفته

هر روز صبح ساعت 6 با امین گلی و عمه گیتی میریم پیاده روی دو تا کشک از داخل کیف من برداشتی و توی لپت جاسازی کردی امروز با اسکیت اومدی بعد که بر گشتیم صبحانه خوردی و خوابیدی. من رفتم کلاس وقتی برگشتم دیدم بیدار شدی و داری فیلم تماشا می کنی. به محض اینکه من اومدم گفتی مامان ریحانه زنگ زده بیاد خونمون گفتم مامانم نیست الان برم دنبالش، بعد از اومدن ریحانه خانم رفتین داخل بالکن ماسه بازی این هم مسجدی که درست کردید. این هم گنجی که داخل ماسه ها پیدا کردی ظهر موقع ناهار ریحانه خانم رفت، ناهار خوردی و با برج هیجان چند تا برج درست کردی بعد از اون در نقش آهنگساز، چند تا آهنگ ساختی   بعد&nb...
30 ارديبهشت 1392

قهر هم قهر کردن دوران کودکی

قـــهر هم قــهر کردن دوران کودکی، 3 سوته آشتی میکردیم   تازه میگفتیم تا روز قیامت یادته؟؟ امروز امین جون رفت خونه دوستش ریحانه خانم، بعد از 2 ساعت تلفن کردم بیاد. وقتی اومد برام نامه نوشت که باهام قهره تا اُمر (عمر) داره 10 دقیقه بعد کاغذ رو پاره کرد ریخت دور اومد منو بوسید و گفت: تو جیگرمی، عشقمی، عزیزمی، دوست دارم.   ...
27 ارديبهشت 1392