آخرین روز مدرسه
زنگ آخر به صدا درآمد به بلندی چهارسال آموختن سوی خانه بی بهانه ناگهان خالی شدم از شوق خانه آخر امروز روزمان روز دگر بود آخرین روز هم به سر بود آخرین روز مدرسه درکنار در ایستاده با هم یک نگاهی به سر در یک نگاهی به گذشته خاطرات و شیطنت ها روز باران روز برفی روز امتحان آخر زنگ ورزش زنگ پرسش با تو خنده با تو گریه بی تو حالا به چه شوقی بروم دگر به خانه راه آشنای خانه ، در کنار هم در این دم بچه ها این هم گذشت... عمر ما هم بگذرد عرصه ای دیگر به پشت سر نهیم من چقدر دلتنگتانم بچه ها اشکم الان بر دو گونه است بچه ها این نگاه ها را ببین ،هرکدام کوس جدای...
نویسنده :
مامان فهیمه
23:21









